زنشیflapped, flap 4واژههای مصوب فرهنگستانآوایی که تنها در نتیجۀ یک بار تماس سریع یک عضو گویایی متحرک با یک عضو گویایی ثابت ایجاد شود
چوبکمانهای زنشیcol legno battuto (it.)واژههای مصوب فرهنگستاننوعی اجرای چوبکمانهای که در آن صوت با زدن چوب کمانه بر روی سیمها ایجاد میشود
زبانۀ زنشیbeating reedواژههای مصوب فرهنگستاننوعی زبانه که براثر ارتعاش و برخورد سر آزاد آن با مانع صدا تولید میشود
زبانۀ سادهsingle reedواژههای مصوب فرهنگستاننوعی زبانۀ زنشی واحد در برخی از هواصداها که براثر ارتعاش آن صدا تولید میشود
زبانۀ مضاعفdouble reedواژههای مصوب فرهنگستاندو زبانۀ زنشی متصل به هم که براثر ارتعاش و برخورد با یکدیگر موجب تولید صدا میشوند
سُرناهاoboesواژههای مصوب فرهنگستانگونهای از سازها با زبانۀ زنشی که زبانهای مضاعف و لولهای مخروطی دارند
قرهنیهاclarinetsواژههای مصوب فرهنگستاندستهای از سازها با زبانۀ زنشی ساده که لولهای استوانهای دارند