زندیلغتنامه دهخدازندی . [ زَ ] (ص نسبی ) مجوس . زندیق معرب آن . (فرهنگ رشیدی ). نام طایفه ای است از زردشتی ها و کتابی دارند بنام زند و زندیک و زندیق یعنی قائل به این کتاب . و ما
زندیانیلغتنامه دهخدازندیانی . [زَ دَ ] (ص نسبی ) منسوب است به زندیا که از قرای نسف است . (انساب سمعانی ).
زندیشملغتنامه دهخدازندیشم . [ زَ ؟ ] (اِ) آتش زنه ٔ چوبین . (یادداشت بخط مرحوم دهخدا). رجوع به زند بمعنی آتش زنه شود.
زندیقلغتنامه دهخدازندیق . [ زِ ] (معرب ، ص ، اِ) گروهی است از مجوس که خدای را دو گویند یا قائل به نور و ظلمت اند، یعنی نور را مبداء خیرات و ظلمت را مبداء شرور دانند. (منتهی الارب
زندیانیلغتنامه دهخدازندیانی . [زَ دَ ] (ص نسبی ) منسوب است به زندیا که از قرای نسف است . (انساب سمعانی ).
زندیشملغتنامه دهخدازندیشم . [ زَ ؟ ] (اِ) آتش زنه ٔ چوبین . (یادداشت بخط مرحوم دهخدا). رجوع به زند بمعنی آتش زنه شود.