زنجورهلغتنامه دهخدازنجوره . [ زَ / زِ رَ / رِ ] (اِ) زنجموره . (فرهنگ لغات عامیانه ٔ جمال زاده ). رجوع به زنجموره شود.
زنجیرهدیکشنری فارسی به انگلیسیchain, continuum, daisy chain, range, serial, series, spectrum, string, tissue, train