زنانیلغتنامه دهخدازنانی . [ زَ ] (ع اِ) آب بینی مانندی که از بینی شتر آید.(منتهی الارب ) (از ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد).
زنانیلغتنامه دهخدازنانی . [ زَ نی ی ] (ع ص ) رجل زنانی ؛ مرد کافی و پسند ذات خود را. (منتهی الارب ). مرد کافی که خود را پسند نماید. (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد).
زنانیدنلغتنامه دهخدازنانیدن . [ زَ دَ ] (مص ) دوباره حیات دادن و زندگانی تازه بخشیدن . (ناظم الاطباء).
زنانیرلغتنامه دهخدازنانیر. [ زَ ] (ع اِ) سنگریزه ها. || مگس ریزه ها. (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). || ج ِ زنار. (از آنندراج ) (از ناظم الاطباء) (از ا