زنانهفرهنگ فارسی طیفیمقوله: مادۀ آلی ه، دخترانه، ملیح، ناز، مادرانه، باردار، بارور، مُوَلّد، مولد مؤنث، اناث، مادینه نارپستان، زیبا مردنما یائسه
زنانهفرهنگ فارسی عمید / قربانزاده۱. زنمانند؛ مانند زنان.۲. درخور و مناسب زنان: لباس زنانه.۳. مربوط به زنان: بحثهای زنانه.
زنانهfeminineواژههای مصوب فرهنگستانویژگیای که در فرهنگ مردسالار برای ظاهر زن یا رفتار او قائل میشوند