زنانلغتنامه دهخدازنان . [ زَ ] (ع ص ) ظل زنان ؛ سایه ٔ کوتاه . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد).
زنانلغتنامه دهخدازنان . [ زَ ] (نف ) (از: «زن »، زننده + «آن »، علامت جمع): فردا خانه ٔ فلان به «سینه زنان » ناهار میدهند. امروز تیغزنان محله ٔ فلان در فلان بقعه جمع می شوند. ||
ذنانلغتنامه دهخداذنان . [ذُ ] (ع اِ) آب بینی تنک . یا آب بینی روان . و یا عام است یعنی مطلق آب بینی از روان و تنک و جز آن . ذنین ؛ آب بینی چون تنک بود. ج ، ذَنون . (مهذب الاسماء
زنان رنگینپوستwomen of colourواژههای مصوب فرهنگستانزنان اسپانیاییتبار (hispanic) و دیگر زنان متعلق به اقلیتهای قومی که در ایالات متحده زندگی میکنند؛ این اصطلاح عمدتاً در آثار فمینیستی با صبغۀ نژادپرستانه به ک