زمیادلغتنامه دهخدازمیاد. [ زَ م ِ / زَ ] (اِ) نام روز بیست و هشتم است از هر ماه شمسی . گویند در این روز تخم افکندن و درخت نشاندن و عمارت کردن بسیار خوب است . (برهان ) (از فرهنگ ج
زیادفرهنگ مترادف و متضادبابرکت، بس، بسیار، بیشمار، بینهایت، جزیل، خیلی، عدیده، فراوان، کثیر، معتنابه، مفرط، وافر، هنگفت
زیاددیکشنری فارسی به انگلیسیall, amply, darned, copious, copiously, free, dearly, heavy, high, drastically, excessively, extensive, fat, multitude, generous, generously, goodly, great, gre
زمینادلغتنامه دهخدازمیناد. [زَ ] (اِ) زامیاد که نام روز بیست و هشتم از هر ماه بود. (ناظم الاطباء). رجوع به زامیاد و زمیاد شود.
مهراسفندلغتنامه دهخدامهراسفند. [ م ِ اِ ف َ ] (اِخ ) یکی از ایزدان آیین زرتشتی است . نام ملکی که موکل باشد بر آب و تدبیر امور و مصالحی که در روز مهراسفند بود بدو متعلق است . (جهانگی
overwriteدیکشنری انگلیسی به فارسیزیاد نوشتن، روی چیزی نوشتن، دو مرتبه نوشتن، بالای محلی نوشتن، با پرداخت موافقت کردن