ذمیللغتنامه دهخداذمیل . [ ذَ ] (ع مص ) نوعی از رفتن شتر. (تاج المصادر بیهقی ).نوعی از رفتار شتر. رفتار نرم یا رفتار برتر از عنق که نوعی از رفتار ستور است . ذَمل . ذُمول . ذَمَلا
ذمیللغتنامه دهخداذمیل . [ ذُ م َ ] (اِخ ) ابن لخم . در شعر نهیشة بنت الجراح البهرائی ذکر او آمده است . رجوع به عقدالفرید چ عریان ج 3 ص 308 شود.
زمیللغتنامه دهخدازمیل . [ زِم ْ م َ ] (ع ص ) ضعیف بددل ترسنده . (منتهی الارب ) (از آنندراج ) (ناظم الاطباء).