زمانیلغتنامه دهخدازمانی . [ زَ ] (اِخ ) دهی از دهستان مرکزی بخش قاین است که در شهرستان بیرجند واقع است و 391 تن سکنه دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 9).
زمانیلغتنامه دهخدازمانی . [ زَ ] (ص نسبی ) منسوب به زمان . آنچه به زمان منسوب میشود. درشاهد زیر منسوب به زمان بمعنی وقت است : دیدن آن پرده مکانی نبودرفتن آن راه زمانی نبود. نظامی
زمانیلغتنامه دهخدازمانی . [ زِم ْ ما ] (اِخ ) محمدبن یحیی بن فیاض و اسماعیل بن عباد از محدثانند و عبداﷲبن سعید تابعی است . (از منتهی الارب ).
زمانیانلغتنامه دهخدازمانیان . [ زَ ] (اِ مرکب ) بمعنی عالمیان . (آنندراج ). (از: «زمانی »، منسوب به زمان ، عالم + «ان »، علامت جمع). رجوع به زمانی و زمان شود.
فولگوریتواژهنامه آزادزمانی که آذرخش به ماسه حاوی کوارتز یا سلیکا برخورد می کند ،دما به سادگی می توانداز 1800درجه سانتیگراد هم بالا تر برود ودانه های ماسه را آب کند .این دانه ها ترکی