زغیرلغتنامه دهخدازغیر. [ زَ ] (اِ) زعیر. تخم کتان را گویند. (از برهان ) (از آنندراج ). بزرک و تخم کتان . (ناظم الاطباء). تخم کتان . (از جهانگیری ) (از شرفنامه ٔ منیری ) (غیاث ال
بوسه جایلغتنامه دهخدابوسه جای .[ س َ / س ِ ] (اِ مرکب ) جایی که بر آن بوسه دهند. (آنندراج ). لبها. (ناظم الاطباء). بوسه گاه : زغیرت دو لب من دو دیده خون گردیدچو آستانه ٔ تو بوسه جای
اصل القصبلغتنامه دهخدااصل القصب . [ اَ لُل ْ ق َ ص َ ] (ع اِ مرکب ) بپارسی بیخ نی خوانند و در وی قوه ٔ جاذبه هست و اگر بکوبند و بر عضوی که آهن در وی باشد ضماد کنند بیرون آورد و چون س
زعیرلغتنامه دهخدازعیر. [ زَ ] (اِ) در مجمع الفرس سروری بمعنی تخم کتان نوشته اند و آن دانه ای باشد که روغن از آن گیرند و به این معنی در فرهنگ جهانگیری باغین نقطه دار آمده است . (
بزرکلغتنامه دهخدابزرک . [ ب َ رَ ] (اِ) دانه ایست که از آن روغن چراغ گیرند و بعربی کتان گویند. (مجمعالفرس ) (فرهنگ شعوری )(انجمن آرای ناصری ) (برهان ). تخم کتان و هر تخم خردو کو
کزدانواژهنامه آزادنام دهی است در شهرستان زیباک بدخشان، یک درۀ زیبا و سبرسبز با آب و هوای گوارا و چشمه سارهای نقره گون. در این دهکده در حدود 40 خانوار زندگی می کنند که همه از نسل