زعوفلغتنامه دهخدازعوف . [ زُ ] (ع اِ) مهالک و جایهای هلاک . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد).
ضعوفلغتنامه دهخداضعوف . [ ض َ ] (ع ص ) ضعیف و ناتوان (برای مذکر و مؤنث ). ج ، ضِعاف ، ضَعفة. (منتهی الارب ).
زعوفةلغتنامه دهخدازعوفة. [ زَ ف َ ] (ع اِ)سنگی که در تک چاه گذارند وقت کندن تا بر آن نشسته گل و لای او را پاک سازند. (منتهی الارب ) (از ناظم الاطباء). سنگ که در تک چاه نهند تا گا
زعوفةلغتنامه دهخدازعوفة. [ زَ ف َ ] (ع اِ)سنگی که در تک چاه گذارند وقت کندن تا بر آن نشسته گل و لای او را پاک سازند. (منتهی الارب ) (از ناظم الاطباء). سنگ که در تک چاه نهند تا گا