زعمیلغتنامه دهخدازعمی . [ زُ می ی ] (ع ص ) کذاب و صادق . ضد است . (اقرب الموارد). کاذب و صادق . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء).
زعمدیکشنری عربی به فارسیتاکيد , اثبات , تاييد ادعا , اظهارنامه , اعلا ميه , بيانيه , اگهي , اخبار , اعلا ن , درگيري , وانمودسازي , تظاهر , بهانه , ادعا
زعمفرهنگ مترادف و متضاد۱. باور، تصور، توهم، حدس، رای، ظن، عقیده، گمان، نظر ۲. پایندانی، پذرفتاری، ضمانت، کفالت ۳. ریاست، زعامت، سروری
علی ثمیریلغتنامه دهخداعلی ثمیری . [ ع َ ی ِ ث ُ م َ ] (اِخ ) ملقّب به کمال الدین .وی در اوایل سلطنت سلطان محمودبن محمدبن ملکشاه ، وزارت او را بر عهده داشت و بعدها به زخم تیر یکی از ف
زعمیلغتنامه دهخدازعمی . [ زُ می ی ] (ع ص ) کذاب و صادق . ضد است . (اقرب الموارد). کاذب و صادق . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء).
شاخ بر دیوارلغتنامه دهخداشاخ بر دیوار. [ ب َ دی ] (ص مرکب ) کنایه از مردمان پیش خود برپا و زعمی و گردنکش باشد. (برهان قاطع). شاخ به دیوار. (آنندراج ) : فردا کندت زمانه پامال چو خاک امرو