زرکرانلغتنامه دهخدازرکران . [ زَ ک َ ] (اِخ ) قریه ای است یک فرسنگی بیشتر جنوبی شهر داراب . (فارسنامه ٔ ناصری ).
زرکرانیلغتنامه دهخدازرکرانی . [ زَ ک َ ] (ص نسبی ) منسوب است به زرکران ، از قرای سمرقند. رجوع به الانساب سمعانی شود.
زرگران بالالغتنامه دهخدازرگران بالا. [ زَ گ َ ن ِ ] (اِخ ) دهی از دهستان کاغه است که در بخش درود شهرستان بروجرد واقع است و 514 تن سکنه دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 6).
زرگران پایینلغتنامه دهخدازرگران پایین . [ زَ گ َ ن ِ ] (اِخ ) دهی از دهستان کاغه است که در بخش دورود شهرستان بروجرد واقع است و 200 تن سکنه دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 6).
زرکرانلغتنامه دهخدازرکران . [ زَ ک َ ] (اِخ ) قریه ای است یک فرسنگی بیشتر جنوبی شهر داراب . (فارسنامه ٔ ناصری ).
زرکرانیلغتنامه دهخدازرکرانی . [ زَ ک َ ] (ص نسبی ) منسوب است به زرکران ، از قرای سمرقند. رجوع به الانساب سمعانی شود.
زرگران بالالغتنامه دهخدازرگران بالا. [ زَ گ َ ن ِ ] (اِخ ) دهی از دهستان کاغه است که در بخش درود شهرستان بروجرد واقع است و 514 تن سکنه دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 6).