زرقالیلغتنامه دهخدازرقالی . [ زَ ] (اِخ ) ابراهیم ابن یحیی النقاش ، مکنی به ابوالسحق معروف به ابن زرقالی یازرقیال . رجوع به ابن زرقیال و دزی ج 1 ص 589 شود.
زرقانیلغتنامه دهخدازرقانی . [ زُ ] (اِخ ) عبدالباقی ابن یوسف ابن احمد الزرقانی (1020 - 1099 هَ . ق .). فقیه مالکی است .او راست : شرح مختصر سیدی خلیل و شرح العزیة. (از اعلام زرکلی
زرقانیلغتنامه دهخدازرقانی . [ زُ ] (اِخ )... معتزلی ، شاگرد ابراهیم بن سیار نظام ، از مشاهیر معتزله و از طبقه ٔ ابوجعفر اسکافی ، جاحظ و جعفربن مبشر است ، کتاب و مقالات او از مشهور
زرقالةلغتنامه دهخدازرقالة. [ زَ ل َ ] (ع اِ) صفیحةالزرقالیه . نوعی از صفحه ٔ فلزی که بر آن صور فلکی و دوائراصلی جونشان داده میشود... (از دزی ج 1 ص 589). رجوع به همین کتاب و ابن زر
زرقانیلغتنامه دهخدازرقانی . [ زُ ] (اِخ )محمدبن عبدالباقی بن یوسف بن احمدبن علوان الزرقانی المصری الازهری المالکی (1055- 1122 هَ . ق .). خاتمه ٔ محدثین به مصر است . او راست : تلخی
اسحاقلغتنامه دهخدااسحاق .[ اِ ] (اِخ ) ابن یوسف بن الفرضی الزرقالی الصرد الیمنی . متوفی در حدود سال 500 هَ . ق . او راست : «کافی »در فرائض و میراث که دیری از کتب درسی بود و شرحها
صالحلغتنامه دهخداصالح . [ ل ِ ] (اِخ ) ابن عمربن ابی بکر سکسکی شافعی ، مکنی به ابی عبداﷲ و معروف به بریهی . او راست : شرحی بر کتاب کافی در فرائض و میراث تألیف اسحاق بن یوسف فرض
ابن زرقیاللغتنامه دهخداابن زرقیال . [ اِ ن ُ زَ ] (اِخ ) ابواسحاق ابراهیم بن یحیی النقاش ، معروف به ابن زرقیال یا زرقالی . اصلاً از مردم قرطبه در طلیطله باعمال نجومی اشتغال داشت و باک
نقاشلغتنامه دهخدانقاش . [ ن َق ْ قا ] (اِخ ) ابراهیم بن یحیی اندلسی مغربی قرطبی ، مکنی به ابواسحاق و ملقب و مشهور به نقاش ، از ریاضی دانان و منجمین معروف قرن پنجم هجری قمری است