26 فرهنگ
17 مدخل
همه
دیکشنری
مترادف
طیفی
آزاد
+
همه
دقیق
مشابه
آوا
متن
آغاز
قافیه
corrode
kəˈrōd
دیکشنری
خوردن، زنگ زدن، پوسیدن، سو زاندن
جستوجوی غلط تایپی
corrode
دیکشنری انگلیسی به فارسی
خوردن، زنگ زدن، پوسیدن، سو زاندن
جستوجوی مشابه غلط تایپی
corroder
دیکشنری انگلیسی به فارسی
خردکن
corroders
دیکشنری انگلیسی به فارسی
corroders
corrodent
دیکشنری انگلیسی به فارسی
خوردگی
Corrodentia
دیکشنری انگلیسی به فارسی
Corrodentia
corroded
دیکشنری انگلیسی به فارسی
خوردن، پوسیده
بیشتر
۱۱ واژه مشابه غلط تایپی