8 مدخل
coaxs، ریشخند کردن، نوازش کردن، چرب زبانی کردن، چاپلوسی کردن
تلفیق، یکی شدن، ائتلاف کردن، بهم امیختن
coaxer
لختگی
بهم پیوستگی
cohesive، نوازش کردن، چرب زبانی کردن، ریشخند کردن، چاپلوسی کردن