25 فرهنگ

1183 مدخل


زحمت

zahmat

۱. رنج و آزردگی.
۲. [قدیمی] به ‌هم فشارآوردن و یکدیگر را در فشار گذاشتن؛ انبوهی کردن؛ زحام.
۳. [قدیمی] انبوهی.
⟨ زحمت دادن: (مصدر متعدی) [عامیانه] باعث زحمت شدن؛ رنج و آزار دادن؛ اذیت کردن.
⟨ زحمت کشیدن: (مصدر لازم) [عامیانه] رنج کشیدن؛ رنج بردن؛ تحمل رنج و مشقت کردن.

دردسر، رنج، رنجه، رنجش، سخت

۱. عذاب، مزاحمت، مشقت
۲. تعب، تقلا، رنج، سختی، کد
۳. آزار، رنجه، محنت
۴. تصدیع، دردسر

bother, discomfort, distress, inconvenience, labor, matter, pains, tax, toil, travail, trouble