زجاجیهلغتنامه دهخدازجاجیه . [ زُ جی ی َ / ی ِ ] (از ع ، ص نسبی ) مؤنث زجاجی . || (اِ) (اصطلاح کالبدشناسی ) محتویات یا محیط شفاف چشم عبارتند از عدسی ، زلالیه ، زجاجیه . و زجاجیه ،
زجاجیهفرهنگ انتشارات معین(زُ یِّ) [ ع . زجاجیة ] (اِ.) مایع ژلاتین مانندی که بین عدسی و شبکیه قرار دارد.
زجاجیهفرهنگ فارسی عمید / قربانزادهمادهای شفاف شبیه ژلاتین که در حفرۀ درونی کرۀ چشم بین عدسی و شبکیه قرار دارد.
زجاجیةلغتنامه دهخدازجاجیة. [ زُ جی ی َ ] (اِخ ) نام مدرسه ای بحلب و آنرا ابوالربیع سلیمان بن عبدالجباربن ارتق بناکرده است . محمد کردعلی در خطط الشام آرد: مدرسه ٔ زجاجیه را بدرالدو
زیداربست زجاجیهstroma vitreum, stroma of vitreous, vitreous stromaواژههای مصوب فرهنگستانداربستی از موادی سفت که زجاجیۀ چشم را در بر میگیرد
زجاجه ٔ ساعتلغتنامه دهخدازجاجه ٔ ساعت . [ زُج ْ جا ج َ / ج ِ ی ِ ع َ ] (ترکیب اضافی ،اِ مرکب ) در اصطلاح طبیعی دانان ، قطعه ای است گرد برای سنجیدن برخی از مواد شیمیایی . (از المعجم الوس
زجاجیةلغتنامه دهخدازجاجیة. [ زُ جی ی َ ] (اِخ ) نام مدرسه ای بحلب و آنرا ابوالربیع سلیمان بن عبدالجباربن ارتق بناکرده است . محمد کردعلی در خطط الشام آرد: مدرسه ٔ زجاجیه را بدرالدو
زلالیهفرهنگ انتشارات معین(زُ یِّ) [ ع . زلالیة ] (اِ.) مایعی است شفاف که فضای بین قرنیه و زجاجیه را پر می کند.
عدسیفرهنگ فارسی عمید / قربانزاده۱. (زیستشناسی) جسمی عدسیشکل که در پشت مردمک چشم و جلو زجاجیه قرار دارد.۲. (فیزیک) قطعهای شیشهای یا پلاستیکی که یک یا دو طرف آن محدب یا مقعر است و در دوربین
جلیدیةلغتنامه دهخداجلیدیة. [ ج َ دی ْ ی َ ] (ع ص نسبی ، اِ) طبقه ای است از طبقات چشم و آن عبارت از عدسی الاستیک چشم است و میان عنبیه ٔ و زجاجیه قرار دارد و بوسیله ٔ الیافی بجسم هد
آب مرواریدلغتنامه دهخداآب مروارید. [ ب ِ م ُرْ ] (ترکیب اضافی ، اِ مرکب ) نام بیماریی در چشم که از کدورت زجاجیه یا پرده های آن حاصل شود و موجب عمای تام یا ناقص گردد. و آن را آب سپید و