زبان بلوچیلغتنامه دهخدازبان بلوچی . [ زَ ن ِ ب َ ] (ترکیب وصفی ، اِ مرکب ) از لهجه های ایرانی است در بلوچستان ایران و پاکستان و آن شامل لهجه های فرعی بسیار است . (مقدمه ٔ برهان قاطع چ
زبانلغتنامه دهخدازبان . [ زَب ْ با ] (اِخ ) ابن قائد مصری . محدثی است فاضل نیکو و ضعیف . از سهل بن معاذ روایت کند و لیث و ابن لهیعة از او نقل حدیث کرده اند. زبان در 155 هَ . ق .
زبانلغتنامه دهخدازبان . [ زَب ْ با ] (اِخ ) پدر محمدبن زبان راوی است . (از قاموس ) (تاج العروس ) (منتهی الارب ). رجوع به محمدبن زبان شود.
زبانلغتنامه دهخدازبان . [ زَب ْ با ] (اِخ ) جد احمدبن سلیمان بن زبان راوی است . (منتهی الارب ) (قاموس ) (تاج العروس ). رجوع به احمدبن سلیمان شود.
زبانلغتنامه دهخدازبان . [ زَب ْ با ] (اِخ ) شاعری است از عرب و در عقد الفرید این دو بیت از او نقل گردیده است :و لسنا کقوم محدثین سیادةیری ما لها و لایحس فعالهامساعیهم مقصوره فی
براسواژهنامه آزادب ِراس:در زبان بلوچی به معنای برادر است؛ آن را بدون کسره نیز تلفظ می کنند که درست تر است. جمع:براسان.
بلوچیلغتنامه دهخدابلوچی . [ ب ُ / ب َ ] (ص نسبی ) منسوب به بلوچ . رجوع به بلوچ شود. || هرچیز مربوط به بلوچ و بلوچستانی . (فرهنگ فارسی معین ). || از مردم بلوچ . بلوچستانی . (فرهنگ
یاراحمدزاییلغتنامه دهخدایاراحمدزایی . [ اَ م َ ] (اِخ ) نام طایفه ای است که در ناحیه ٔ سرحدی بلوچستان و در نواحی بمپور و سراوان سکونت دارند در حدود 300 خانوارند و به زبان بلوچی سخن می