زبان بازدیکشنری فارسی به انگلیسیcajoler, glib, gusher, gushing, gushy, prevaricator, smooth-tongued, wag, waggish
زبان بازلغتنامه دهخدازبان باز. [ زَ بام ْ ] (نف مرکب ) کسی که با زبان چرب و نرم خود مقصود خود را حاصل میکند یا مردم را فریب میدهد. (فرهنگ نظام ). چاپلوس . متملق .چرب سخن . چاخان . ل
زبان بازفرهنگ فارسی عمید / قربانزادهچاپلوس؛ چربزبان؛ کسی که با چاپلوسی و شیرینزبانی دیگری را فریب میدهد.