زبانلرزانیflutter tonguingواژههای مصوب فرهنگستانوضعیتی که در آن با لرزاندن یا چرخاندنِ زبان در مقابل سقف دهان و دقیقاً پشت دندانهای پیش، تکرار سریع و منقطعِ نغمات حاصل میشود
طولوتفصیلفرهنگ فارسی طیفیمقوله: رسانۀ ارتباط . وسیلۀ انتقال اندیشه اضه، اطاله، اطالۀکلام، زباندرازی، اطالۀ زبان (لسان)، زیادهگویی، پُرگویی، اِطناب، بسط، اشباع، درازنویسی، عبارتپردازی
اطالهفرهنگ فارسی عمید / قربانزادهطول دادن؛ دراز کردن؛ به درازا کشاندن. اطالهٴ کلام: طول دادن کلام؛ به درازا کشاندن سخن. اطالهٴ لسان: [مجاز]۱. زباندرازی کردن؛ زباندرازی.۲. پرگویی.
زبان آوریفرهنگ فارسی عمید / قربانزاده۱. خوشصحبتی؛ شیرینسخن بودن؛ نیکوبیانی.۲. [قدیمی] گستاخی؛ زباندرازی.۳. [قدیمی] سخنوری: ◻︎ هنر بیار و زبانآوری مکن سعدی / چه حاجت است که گوید شِکر که شیرینم (