زایماندیکشنری فارسی به انگلیسیbirth, childbearing, childbirth, delivery, labor, maternity, parturition
زایمانلغتنامه دهخدازایمان . (اِمص ) اسم مصدر از زاییدن است و بمعنی همان . (فرهنگ نظام ) (در تداول عامه ). زایش : حمام زایمان .
زایمانفرهنگ فارسی طیفیمقوله: علیت ، فارغ شدن، راحت شدن، ناف بریدن، ناف افتادن سزارین، طبیعی بیماریهای دوران بارداری و بعد از زایمان:اکلامسی، پراکلامسی بچهخوره (بچهخوار) سقط جنین، ک
زایمانگویش خلخالاَسکِستانی: zâymân/zande دِروی: zanden شالی: zandan کَجَلی: zâyemân کَرنَقی: zandan کَرینی: zâymân کُلوری: zâymân گیلَوانی: zandi لِردی: zâymân