زانهلغتنامه دهخدازانه . [ ن َ / ن ِ ] (اِ) جانوری است سیاه رنگ و پردار که بیشتر در حمامها متکون شود، و بانگ طولانی کند و بعضی گویند زانه خنفسا است که سرگین گردانک باشد. (برهان ق
زآنةلغتنامه دهخدازآنة. [ زُ ن َ ] (ع ) واحد زآن (تلخه ٔ گندم )است . (از اقرب الموارد). رجوع به زآن و زوان شود.
زانةلغتنامه دهخدازانة. [ ن َ ] (ع اِ) ناگوار. (منتهی الارب ). || تخمه . (اقرب الموارد) (ترجمه ٔ قاموس ) (تاج العروس ).
زانةلغتنامه دهخدازانة. [ ن َ ](اِخ ) نام کنیزکی بوده است . مؤلف عقد الفرید آرد: ابونواس با جمعی از یاران خود در باغی گرد آمده و بزمی آراسته بودند، طفیلیی خود را بجمع ایشان افزو
زآنةلغتنامه دهخدازآنة. [ زُ ن َ ] (ع ) واحد زآن (تلخه ٔ گندم )است . (از اقرب الموارد). رجوع به زآن و زوان شود.
زانةلغتنامه دهخدازانة. [ ن َ ] (ع اِ) ناگوار. (منتهی الارب ). || تخمه . (اقرب الموارد) (ترجمه ٔ قاموس ) (تاج العروس ).
زانةلغتنامه دهخدازانة. [ ن َ ](اِخ ) نام کنیزکی بوده است . مؤلف عقد الفرید آرد: ابونواس با جمعی از یاران خود در باغی گرد آمده و بزمی آراسته بودند، طفیلیی خود را بجمع ایشان افزو
ساآنهلغتنامه دهخداساآنه . [ ن ِ ] (اِخ ) رودخانه ای است در سویس که فرانسویان آن را سارین و آلمانیها زانه نامند و آن از درّه ٔ منجمد سانتز در ناحیه ٔ برن سرچشمه میگیرد و از نواحی