زامیادیشتلغتنامه دهخدازامیادیشت . [ زام ْ ی َ ] (اِخ ) یشت 19است که نظر به مندرجاتش از قدیمترین یشتها محسوب است . در این یشت مفصلاً از سلسله ٔ کیانیان و فرّ کیانی و افراسیاب تورانی ب
زام یشتلغتنامه دهخدازام یشت . [ ی َ ] (اِخ ) زامیادیشت (یشت 19) است که بخطا زام یشت نامیده شده است . (مزدیسنا و تأثیر آن در ادب پارسی تألیف دکتر معین ص 148). و رجوع به زامیادیشت
سپنتوداتلغتنامه دهخداسپنتودات . [ س ِ پ َ ] (اِخ ) شاید همان سپندکوه شاهنامه باشد. (فرهنگ ایران باستان ص 81). کوه سپنتودات در محیط ریوند است و بنابراین باید این کوه در خراسان باشد ز
ارغندلغتنامه دهخداارغند. [ اَ غ َ ] (ص ) (از کلمه ٔ اوستائی اِرِغَنت و پهلوی اَرگَند) خشمگین . (برهان ) (جهانگیری ). غضبناک . (جهانگیری ). قهرآلود. (آنندراج ). || دلیر. شجاع . خص
اسنوندلغتنامه دهخدااسنوند. [ اَ ن َ وَ ] (اِخ )(در اوستا: اَسْنوَنْت ) در فصل 17 بندهش که از اقسام آتشها سخن رفته ، در بند 7 مندرج است : «آذرگشسب تا هنگام پادشاهی کیخسروب هماره پن