زابیالغتنامه دهخدازابیا. (اِخ ) نهری باشد بالای واسط که حجاج آن را حفر کرد و آن را زابیا نام داد. (معجم البلدان ).
زابیانلغتنامه دهخدازابیان . (اِخ ) دو نهر است زیر فرات و این مثل معروف اشارت بدان باشد: کان یدیه الزابیان . و گاه مجموع این دو نهر و حوالی آن را زوابی و هر یک رازاب خوانند [ با حذ
زابیانلغتنامه دهخدازابیان . (اِخ ) دو نهر را گویند که نزدیک اربل باشند و عبداﷲبن قیس رقیات در این شعر خویش بدان نهر اشارت کرده است :ارقتنی بالزابیین هموم یتعاورننی کأنی غریم و من
زامباورلغتنامه دهخدازامباور. (اِخ ) ادوارد فن . از رجال سیاسی در آغاز قرن حاضر است و از 1913 تا 1918 بسمت وزیرمختار اطریش در دربار عثمانی اقامت داشت . وی به جمع و تحقیق درباره ٔ مس
زامبزیالغتنامه دهخدازامبزیا. [ ب ِ ] (اِخ ) ناحیه ای است وسیع در حوضه ٔ شطّ زامبز، از مشرق محدود است به موزامبیک که در کنار اقیانوس هند امتداد یافته است و از مغرب بممالک آنغوله که