ضالهفرهنگ فارسی عمید / قربانزاده۱. گمراهکننده: کتاب ضاله.۲. (فقه، حقوق) حیوان گمشده.۳. [قدیمی] گمراه: قوم ضاله.
زالةلغتنامه دهخدازالة. [ زال ْ ل َ ] (اِخ ) از شهرهای طرابلس (مغرب ادنی قدیم ) بوده است . رجوع به معجم الخریطة التاریخیة للممالک الاسلامیه ص 101 شود.
زالةلغتنامه دهخدازالة. [ زال ْ ل َ ] (اِخ ) از شهرهای طرابلس (مغرب ادنی قدیم ) بوده است . رجوع به معجم الخریطة التاریخیة للممالک الاسلامیه ص 101 شود.
زوللغتنامه دهخدازول . [ زَ ] (ع مص ) زاله زَوْلاً ؛ دور کردن از جای و برگردانیدن . (ناظم الاطباء). || (ص ، اِ) شگفت . || چرغ . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء) (از اقرب
ساآلهلغتنامه دهخداساآله . [ ل ِ ] (اِخ ) زاله . رودخانه ای است در آلمان ، که ازباویر سرچشمه میگیرد و پس از طی 110 هزارگز به ماین میریزد.
ساآلهلغتنامه دهخداساآله . [ ل ِ ] (اِخ ) زاله . رودخانه ای است در آلمان که در کنار سالزبورگ هاوزن برودخانه ٔ سالتز میریزد و مجرای آن 100 هزارگز است .
ساآلهلغتنامه دهخداساآله . [ ل ِ ] (اِخ ) زاله . ساآله ساکسون رودخانه ای است در آلمان که از کوه فیختلگبرگ در باویر سرچشمه میگیرد و پس از سیراب کردن نواحی هوف سالفلد، رودواشتاد ، ا