زاعبیةلغتنامه دهخدازاعبیة. [ ع ِ بی ی َ ] (ص نسبی ) رماح زاعبیة؛ نیزه های منسوب به زاعب ، مردی که نیزه میساخته است . (اقرب الموارد). رماح زاعبیه و سنان زاعبی منسوب است به شهر یامر
زاعبیلغتنامه دهخدازاعبی . [ ع ِ بی ی ] (ع ص نسبی ) سنان زاعبی . رمح زاعبی . نیزه ٔ منسوب به زاعب . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). و رجوع به زاعب و زاعبیة شود.
زاعبلغتنامه دهخدازاعب . [ ع ِ ] (اِخ ) مردی است از خزرج که نیزه میساخته و نیزه های مشهور به زاعبیه منسوب بدو است . (از اقرب الموارد). و رجوع به آنندراج و ناظم الاطباء شود.
زاعبیلغتنامه دهخدازاعبی . [ ع ِ بی ی ] (ع ص نسبی ) سنان زاعبی . رمح زاعبی . نیزه ٔ منسوب به زاعب . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). و رجوع به زاعب و زاعبیة شود.
زابیلغتنامه دهخدازابی . (اِخ ) زابیها، یکی از چهار دولت آریائی است که تا قرن 7 ق . م . تشکیل شده بوده است . مؤلف ایران باستان آرد: پس از جدا شدن آریانها از مردمان دیگر هند و ار