زاتسپرملغتنامه دهخدازاتسپرم . [ ت ِ پ َ رَ ] (اِخ ) یکی از دانشمندان و مؤلفان زردشتی دوره ٔ عباسیان و دستور سیرجان کرمان و برادر منوچهر دستور زردشتی بوده است کتاب منتخبات وی بنام
زاداسپرملغتنامه دهخدازاداسپرم . [ اِ پ َ رَ ] (اِخ ) یکی از چندین کتاب پهلوی است که در تألیف کتاب زراتشت نامه از آن استفاده شده است . (مزدیسنا و تأثیر آن در ادب پارسی تألیف دکتر
کاخشموشلغتنامه دهخداکاخشموش . (اِخ ) نام یکی از اجداد زرتشت و در کتب دینی پهلوی (بندهش ، دینکرد، زادسپرم ) آن را چیخشموش یا کاخشموش نوشته اند. (دکتر معین . مزدیسنا و تأثیر آن در ا
اسنوندلغتنامه دهخدااسنوند. [ اَ ن َ وَ ] (اِخ )(در اوستا: اَسْنوَنْت ) در فصل 17 بندهش که از اقسام آتشها سخن رفته ، در بند 7 مندرج است : «آذرگشسب تا هنگام پادشاهی کیخسروب هماره پن
زروانلغتنامه دهخدازروان . [ زَ / زُ ] (اِخ ) چند بار زروان در ردیف دیگر ایزدان نام برده شده و از آن فرشته ٔ زمانه ٔ بی کرانه اراده شده . اغلب زروان با صفات «اکرانه » (بی کرانه )
هزوارشلغتنامه دهخداهزوارش .[ هَُ زْ رِ ] (اِ) زوارش . از مصدر اوزوارتن به معنی بیان کردن ، تفسیر نمودن و شرح دادن است . و به همین معنی در نامه های پهلوی ، چون دینکرد و بندهش و نام
پوران تروشلغتنامه دهخداپوران تروش . (اِخ ) نام ساحری که در زمان خود مثل و مانند نداشت . (برهان قاطع). صاحب انجمن آرای ناصری گوید نام ساحری بود معاصر زردشت -انتهی . باید دانست که طبق س