ظاءلغتنامه دهخداظاء. (ع اِ) نام حرف ظ و در لغت عرب ظاء به معنی زن بزرگ پستان است . صاحب آنندراج پستان زن زال گفته است .
ساآرداملغتنامه دهخداساآردام . (اِخ ) یکی از شهرهای هلند است که آن را بزبان هلندی زاآندام نامند. شهری است در 13 هزارگزی نهر زاآن بامناظر زیباو خانه های چوبی سبز رنگ . و تجارت چوب و
گزیرلغتنامه دهخداگزیر. [ گ ُ ] (اِ) ظ. از وی - چریه . مخفف آن «گزر»، و قیاس شود با گزیردن . (حاشیه ٔ برهان قاطع چ معین ). چاره و علاج باشد چه ناگزیر ناچار و لاعلاج را گویند و اف
ازارلغتنامه دهخداازار. [ اَزْ زا ] (اِ) نامی است که در شهسوار بدرخت آزاد دهند. رجوع به آزاد و آزاددرخت شود.
ازار ازارلغتنامه دهخداازار ازار. [ اِ زا اِ زا ] (ع صوت مرکب ) کلمه ای است که بدان میش را خوانند برای دوشیدن .