ریکلغتنامه دهخداریک . (صوت ) ریگ . کلمه ٔ تحسین به معنی ویحک ؛ یعنی ای نیکبخت . (ازشرفنامه ٔ منیری ) (از برهان ) (ناظم الاطباء). ای خوشا. ندای خوشبختی . (از فرهنگ لغات ولف ). ب
ریکواژهنامه آزادریک در شاهنامه چند بار آمده است و بزرگان درباره ی آن دیدگاه نوشته اند و گروهی بر این باور هستند که به معنای شادمانی و بخت نیک است و گروهی آن را ویحک عربی می دان
ریک آبادلغتنامه دهخداریک آباد. (اِخ ) دهی از بخش حومه ٔ شهرستان مهاباد. 258 تن سکنه دارد. آب آن از رودخانه ٔ لاوین و محصول عمده ٔ آنجا غلات و توتون و حبوب و صنایع دستی زنان جاجیم با
ریک آبادلغتنامه دهخداریک آباد. (اِخ ) دهی از بخش شاهپور شهرستان خوی . 135 تن سکنه دارد. آب آن از قنات و چشمه و محصول عمده ٔ آنجا حبوب و غلات و صنایع دستی زنان جاجیم بافی و راه آن ما
ریک آبادلغتنامه دهخداریک آباد. (اِخ ) دهی از بخش صومای شهرستان ارومیه . 226 تن سکنه دارد. آب آن از نهر ممکان و محصول عمده ٔ آنجا غلات و توتون و صنایع دستی زنان جاجیم بافی است . (از