درخت ریشهدارrooted treeواژههای مصوب فرهنگستان[ریاضی] در نظریة گراف، درختی که یکی از رأسهای آن بهعنوان ریشه مشخص شده باشد [علوم گیاهی] نوعی درخت تبارشناختی که علاوه بر روابط خویشاوندی تکاملی، جدیدترین نیا
عمل ریاضیفرهنگ فارسی طیفیمقوله: عدد اضی، علامت، علائم ریاضی، مثبت، منفی عملگر، نمادگذاری چهار عمل اصلی، جمع، علاوه، اضافه، تفریق، منها، ضرب، تقسیم، بخش، توان، جذر معادله، آنالیز، ریشه
دانفرهنگ انتشارات معین1 - ریشة دانستن . 2 - (فع .) مفرد امر حاضر از «دانستن » 3 - (ص فا.) در ترکیبات به معنی «داننده » آید: حساب دان ، ریاضی دان . قدردان .
ریشهلغتنامه دهخداریشه . [ ش َ/ ش ِ ] (اِ) طراز و تارهای پنبه ای و ابریشمین و جز آن که از چیزی آویزان باشد. (ناظم الاطباء) (از برهان ). || طره ٔ دستار. (ناظم الاطباء) (از غیاث ال
ایگرگواژهنامه آزادمجهولی دیگر. ریشه در لاتین دارد. از قدیم در ریاضیات یونان و ریاضیات ایران به معنی مجهول دیگر استفاده می شده است.