خرد کردنفرهنگ انتشارات معین(خُ. کَ دَ) (مص م .) 1 - از هم پاشیدن ، ریزریز کردن . 2 - کشتن ، نابود کردن .
خردخاکشی کردنلغتنامه دهخداخردخاکشی کردن . [ خ ُ خاک ْ، ک َ دَ ] (مص مرکب )سخت شکستن به ریزه ها. سخت خرد کردن . ریزریز کردن .