26 فرهنگ

4143 مدخل


ریخت

rixt

شکل؛ هیکل؛ قیافه.
⟨ ریخت‌وپاش: [عامیانه، مجاز]
۱. ایجاد بی‌نظمی در جایی.
۲. زیاده‌روی در خرج کردن؛ اسراف؛ تبذیر.

۱. اندام، شکل، صورت، قیافه، هیات، هیکل
۲. ریختن

figure, form, formation, lineament, look, mien, shape