ریتملغتنامه دهخداریتم . (فرانسوی ، اِ) توالی ضربات آهنگ که برای موزون کردن نوای موسیقی به کار می رود. ضرب . (فرهنگ فارسی معین ).
ریتمفرهنگ فارسی عمید / قربانزاده۱. (موسیقی) وزن موسیقی؛ ضربآهنگ.۲. [عامیانه] چگونگی توالی بخشهای مختلف یک عمل.
ریتمrhythm 1واژههای مصوب فرهنگستانیکی از عناصر اصلی موسیقی مربوط به نحوۀ سازماندهی اصوات در زمان براساس اختلاف امتدادهای زمانی آنها
ریتم متقاطعcross rhythmواژههای مصوب فرهنگستانریتمی که با استفادۀ همزمان از دو یا چند ریتم متفاوت، که حداقل یکی از آنها دارای تقسیمات عاریتی است، به وجود میآید