رگهلغتنامه دهخدارگه . [ رَ گ َ / گ ِ ] (اِ) هر یک از طبقات خشت و آجر که بنا چیند. (یادداشت مؤلف ). رشته ٔ خشت . (مهذب الاسماءذیل لغت ساف و عرق ). رج . رگ . رجوع به رگ شود. ||
رگهفرهنگ انتشارات معین(رَ گِ یا گَ) (اِمر.) 1 - هرچیز که مانند رگ باشد مانند: رگة دیوار، رگة قالی . 2 - رشته معدنی ، قسمتی از تشکیلات و ترکیبات معدنی قابل استفاده که به صورت رگه ها و
رگهفرهنگ فارسی عمید / قربانزاده۱. هرچیز شبیه به رگ و به شکل رشتۀ دراز.۲. رشتۀ باریکی از خون و مانند آن در مایع دیگر.۳. هر طبقه از مواد معدنی قابل استفاده که بتوان استخراج کرد.۴. اصل؛ نسب؛ نژا
ridgesدیکشنری انگلیسی به فارسیرگه ها، خط الراس، لبه، مرز، سلسله کوه، سلسله، نوک، بر امدگی، مرز بندی کردن، شیار دار کردن