رکیکلغتنامه دهخدارکیک . [ رَ ] (ع ص ) به معنی رُکاک است و مذکر و مؤنث در آن یکی است . ج ، رِکاک و رَکَکَة. (از اقرب الموارد). مرد ناکس سست رای و ضعیف عقل . (منتهی الارب ) (ناظم
رکیکفرهنگ انتشارات معین(رَ) [ ع . ] (ص .) 1 - سست ، سست رأی ، کم عقل . 2 - پست ، حقیر. 3 - زشت ، سخیف .
رکیکةلغتنامه دهخدارکیکة. [ رَ ک َ ] (ع ص ، اِ) رکیکه . تأنیث رکیک . (یادداشت مؤلف ). || باران ریزه یا آن فوق دَث ّ است . (منتهی الارب ). باران ریزه و اندک . (از اقرب الموارد).