رکاملغتنامه دهخدارکام . [ رُ ] (ع ص ، اِ) ریگ توده . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء). ریگ بر یکدیگر. (دهار). ریگ برهم نشسته . (از اقرب الموارد). || ابر برهم نشسته . (من
غذامیرلغتنامه دهخداغذامیر.[ غ َ ] (ع اِ) ج ِ غَذمَرَة. (منتهی الارب ) (اقرب الموارد). کقوله : «رکام و حاد ذوغذامیر صیدح »؛ ای ذوزجرو زمجرة. (اقرب الموارد). رجوع به غَذْمَرَة شود.
احمدلغتنامه دهخدااحمد. [ اَ م ِ ] (اِخ ) ابن علی بن ثابت بن احمدبن مهدی الخطیب . مکنی به ابوبکر و معروف به خطیب بغدادی . او خطیبی حافظ و یکی از مشاهیر ائمه ٔ ادب و بسیار تصنیف و
ابرلغتنامه دهخداابر.[ اَ ] (اِ) مه دروا در جو که بیشتر به باران بدل شود. سحاب . سحابه . میغ. غیم . غمام . غمامه . عنان . (دهار). بارقه . مزن . غین . توان . عارض . اسهم : درخش ا