1110 مدخل
= راکب
۱جای پا،در دو طرف بدن اسب ۲شال کشتی گیری سنتی
رکاب , هرچيزي شبيه رکاب , استخوان رکابي
خطوة , دواسة , رکاب
صفوف فشرده سوارکاران به قسمی که رکاب هر اسبی به رکاب اسب ...
اظهار عجز و التماس کردن با گرفتن رکاب اسب سوار
ظرف فلزی پایه دار
از توابع دهستان نوکنده کای قائم شهر
نافرمانی
رکاب
رکاب , جاپايي , پدال , پايي , وابسته به رکاب , پازدن , رکاب زدن