رپ رپولغتنامه دهخدارپ رپو. [ رِرِ ] (ص نسبی ) سوار تندرو که آواز سم اسب او متصل آید. (لغت محلی شوشتر، نسخه ٔ خطی کتابخانه ٔ مؤلف ).
رپلغتنامه دهخدارپ . [رِ ] (اِ صوت ) آواز سم ستوران که به سرعت و شتاب روند. (لغت محلی شوشتر، نسخه ٔ خطی کتابخانه ٔ مؤلف ).
رپ رپلغتنامه دهخدارپ رپ . [ رِ رِ ] (اِ صوت ) آواز سم ستوران که بتندی روند. (لغت محلی شوشتر، نسخه ٔ خطی کتابخانه ٔ مؤلف ).
رپدلغتنامه دهخدارپد. [ رَ پ َ ] (اِ) رپود. گیاهی است که چون حیوانات چرنده قدری از آن خورند مست گردند. (آنندراج ) (برهان ). گیاهی سمی که چرنده ها را مست گرداند. (ناظم الاطباء).