رَدُّواْفرهنگ واژگان قرآنبرگرداندند (درجمله" فردوا ايديهم في افواههم" : دستهايشان را به دهانهايشان بردند کنايه است از اينکه ايشان را مجبور به سکوت و نگفتن حق ميکردند ، گويا دست انبياء ر
ذات الاصادلغتنامه دهخداذات الاصاد. [ تُل ْ اِ ] (اِخ ) موضعی است از سرزمین شَرّبة، ردهه و قلتی یعنی مغاکی در کوه که آب در وی گرد آید، به دیار عبس میان هضب القلیب . و سباق میان داحس (ا
نجاءةلغتنامه دهخدانجاءة. [ ن َ ءَ ] (ع اِ) خواهانی . آزمندی . (آنندراج ). شهوة و شدت نظر سائل به طعام . (از المنجد) (از اقرب الموارد): نجاءة السائل ؛ خواهانی و آزمندی سائل ، منه
حاسبلغتنامه دهخداحاسب . [ س ِ ] (ع ص ) نعت فاعلی از حساب . شمارنده . شمارکننده . شمارگر. شمارگیر. (مهذب الاسماء). محاسب . سمعانی گوید: «بفتح الحاء والسین المهملتین و فی آخرها ال
ابن قلاقسلغتنامه دهخداابن قلاقس . [ اِ ن ُ ق َ ق ِ ] (اِخ ) ابوالفتوح نصراﷲبن عبداﷲبن مخلوف بن علی بن عبدالقوی بن قلاقس اللخمی الازهری الاسکندری ، ملقب به القاضی الاَعز، شاعر مشهور ع