رویخیلغتنامه دهخدارویخی . [ ی َ ] (اِ مرکب ) فرنی . خوراکی که از شیر و آرد و برنج پزند (رقیق ) و روی یخ گذارند تا خنک شود و شیره ٔ شهد روی آن ریزند و در تابستان به عنوان تنقل بخو
رویاییدیکشنری فارسی به انگلیسیdreamlike, moonstruck, never-never land, romantic, Ruritanian, visionary