روکش شکلاتیchocolate couvertureواژههای مصوب فرهنگستانشکلات حاوی بیشترین میزان کرۀ کاکائو که از آن برای پوشش محصولات شکلاتی بسیار با کیفیت استفاده میشود
روکشدیکشنری فارسی به انگلیسیcase, casing, coating, cover, covering, coverlet, encrustation, sheeting, skin, sleeve, topping, upholstery, veneer, wrapping
روکشلغتنامه دهخداروکش . [ رَ ک َ ] (اِ) دنیا و عالم و دهر. (ناظم الاطباء) (از برهان ). || حریف و مقابل . (آنندراج ) (از غیاث اللغات ) : به هر داغی که لاله ماند روکش نهاد از مردم
روکشلغتنامه دهخداروکش . [ ک َ / ک ِ ] (اِمرکب ) ورقه ای از طلا یا متال که روی دندان کشند. || پوشش یا جامه یا ورقه ای که روی چیزی کشند چنانکه نجاران بر روی میز یا در و غیره . فور
روکشلغتنامه دهخداروکش . [ ک ِ ] (اِخ ) دهی از بخش مرکزی شهرستان آمل . سکنه آن 110 تن . آب از نهر شل بت هراز. محصول آنجا برنج و نیشکر و غلات . (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 3).