روژیناواژهنامه آزادروشنایی اول صبح، اول روز، سپیده صبح، صبح روشن، پاکی و روشنایی خورشید مادر مانند روز تابناک ، درخشنده،اسم کردی روشنایی بخش، مانند روز
روژینافرهنگ نامها(تلفظ: ružinā) (کردیـ فارسیـ فارسی) [روژ=روز+ین(پسوند نسبت)+ا(پسوندنسبت)]، منسوب به روز ، ← روژین .
رومینالغتنامه دهخدارومینا. (ن مف مرکب ) زدوده و صیقل کرده شده و جلاداده و پاک و پاکیزه کرده . (ناظم الاطباء) (برهان ).
روهینالغتنامه دهخداروهینا. (اِ) به معنی روهنی است که آهن و فولاد جوهردار باشد و آنچه از آن سازند روهنی گویند نه روهنایی ، و روهینیا بدو یا حطی هم به نظر رسیده است . (انجمن آرا) (ا
رویناسلغتنامه دهخدارویناس . (اِ) روناس . گیاهی است ، جامه بدان رنگ کنند. (فرهنگ خطی ). روناس . (ناظم الاطباء) (از برهان ) (از فرهنگ جهانگیری ) (از شعوری ج 2 ص 24) : خون در عروق بف
رومینالغتنامه دهخدارومینا. (ن مف مرکب ) زدوده و صیقل کرده شده و جلاداده و پاک و پاکیزه کرده . (ناظم الاطباء) (برهان ).
روهینالغتنامه دهخداروهینا. (اِ) به معنی روهنی است که آهن و فولاد جوهردار باشد و آنچه از آن سازند روهنی گویند نه روهنایی ، و روهینیا بدو یا حطی هم به نظر رسیده است . (انجمن آرا) (ا