روچلغتنامه دهخداروچ . (اِ) بمعنی روز است و در لغت تبری و دری جیم با زا تبدیل می یابد. (انجمن آرا). روج . رجوع به روج و روز شود : ویته سردر بیابانم شو و روچ سرشک از دیده بارانم
روچکلغتنامه دهخداروچک . [ چ َ ] (اِ) نام روز پانزدهم ماه شعبان که روز برات نیز گویند و شب آن روز راشب چک یا شب برات نامند. (از فرهنگ شعوری ). نام روزپانزدهم ماه شعبان . (ناظم ال
روچهلغتنامه دهخداروچه . [ چ َ ] (اِخ ) ده کوچکی است از بخش سمیرم بالا از شهرستان شهرضا واقع در 25هزارگزی باختر سمیرم و 10هزارگزی راه مالرو چهارراه به سمیرم . دارای 100 تن سکنه ا