رومینالغتنامه دهخدارومینا. (ن مف مرکب ) زدوده و صیقل کرده شده و جلاداده و پاک و پاکیزه کرده . (ناظم الاطباء) (برهان ).
رومیناواژهنامه آزادپاک و پاکیزه ، انچه از زمین بروید پاک،پاکیزه،تمیز پاک،پاکیزه، درقدیم به زمین های پر محصول «رومینا»میگفتند
رومیانهلغتنامه دهخدارومیانه . [ ن َ / ن ِ ] (ص ، ق ) همانند مردم روم . همچون رومیان . رومی . || به طور و به طرز رومی . (ناظم الاطباء) : رومیانه روی دارد زنگیانه زلف و خال چون کمان
رومیانیلغتنامه دهخدارومیانی . (اِخ ) ایل کرد طراهان . (جغرافیای سیاسی کیهان ص 65). رجوع به طراهان شود.