رامزواژهنامه آزادزیبا اسم مردی در ترکیه که اسم زنش سحر بوده. نام دیگر رامهرمز؛ رومز. رام اردشیرهرمز. رام هرمزاردشیر؛ شاد و خرم باد هرمز (رجوع کنید به دهخدا).
فرخانلغتنامه دهخدافرخان . [ ف َرْ رُ ] (اِخ ) یکی از سرداران خسروپرویزاست . وی ملقب به شهروراز (گراز کشور) بود. او را رومِزان هم می گفتند. این سردار بلاد عظیم شام و بیت المقدس را
رام اردشیرهرمزدلغتنامه دهخدارام اردشیرهرمزد. [ اَ دَ هَُ م ُ ] (اِخ ) رامهرمز یا رامهرمز اردشیر یا رامز. پورداود در یشتها آرد: یکی ازشهرهای معروف ایران قدیم در ایالت خوزستان موسوم بوده است
رامزلغتنامه دهخدارامز. [ م ُ ] (اِخ ) رام اردشیرهرمز. رام هرمزاردشیر. رامهرمز. نام شهری است در خوزستان ایران و اصل نام شهر رامهرمز است و رامز مخفف آن است . اکنون هم عربی زبانهای
روملغتنامه دهخداروم . (اِخ ) رُم . در تداول مورخان اسلامی شهر پایتخت ایتالیا ومقر پاپ واقع در کنار رود تیبریس که 1178000تن جمعیت دارد. (ناظم الاطباء). نام پایتخت کشور ایطالیا ک