رمبیدنلغتنامه دهخدارمبیدن . [ رُ دَ ] (مص ) خراب شدن و از هم ریختن دیوار و امثال آن . (فرهنگ نظام ). خراب شدن و فروریختن .
روبیدنلغتنامه دهخداروبیدن . [ دَ ] (مص ) جاروب دادن . (آنندراج ). جاروب کردن و از گرد و غبار پاک ساختن . روفتن . (ناظم الاطباء). رُفتن . و رجوع به روفتن شود.
رمبیدنلغتنامه دهخدارمبیدن . [ رُ دَ ] (مص ) خراب شدن و از هم ریختن دیوار و امثال آن . (فرهنگ نظام ). خراب شدن و فروریختن .
روبیدنلغتنامه دهخداروبیدن . [ دَ ] (مص ) جاروب دادن . (آنندراج ). جاروب کردن و از گرد و غبار پاک ساختن . روفتن . (ناظم الاطباء). رُفتن . و رجوع به روفتن شود.