رویدنلغتنامه دهخدارویدن . [ رَ دَ ] (مص ) رفتن و روان شدن . || سیر کردن . سفر کردن . سیاحت کردن . (ناظم الاطباء).
روبیدنلغتنامه دهخداروبیدن . [ دَ ] (مص ) جاروب دادن . (آنندراج ). جاروب کردن و از گرد و غبار پاک ساختن . روفتن . (ناظم الاطباء). رُفتن . و رجوع به روفتن شود.
روشیدنلغتنامه دهخداروشیدن . [ دَ ] (مص ) روشن کردن . (یادداشت مؤلف ). رجوع به روش و مروش در برهان قاطع شود.