تعزیهفرهنگ فارسی عمید / قربانزاده۱. روضهخوانی، عزاداری، و برپا داشتن مجلس عزا برای هریک از امامان، مخصوصاً امامحسین.۲. (اسم) نمایشی با کلام منظوم یا آهنگین که مصائب ائمه به ویژه امامحسین را
تکیهفرهنگ فارسی عمید / قربانزاده۱. پشت دادن به چیزی؛ پشت خود را به چیزی نهادن.۲. (اسم) محل وسیع برای روضهخوانی و عزاداری.۳. (اسم) [قدیمی] جای نگهداری مستمندان.
سوگواریفرهنگ فارسی طیفیمقوله: احساسات فردی ری، ترحیم، پرسه، ماتم، مصیبت، زاری، سوگ، عزا، عزاداری، افسردگی تسلیت، دلداری، همدردی مجلس ترحیم، مجلس ختم، پرسه مرثیه، نوحه، روضه، سرود عزا،
دمفرهنگ فارسی عمید / قربانزاده۱. نفَس.۲. (بن مضارعِ دمیدن) = دمیدن۳. هوا.۴. (زیستشناسی) هوایی که در حال تنفس از بینی و دهان به ریه داخل میشود.۵. بخار.۶. هوای خفه؛ هوای سنگین که قابل تنفس ن