رؤشلغتنامه دهخدارؤش . [ رَ ئو ] (ع ص ) مرد صاحب گوش بسیارموی . (از منتهی الارب ) (از معجم متن اللغه ). || مردی که موی چهره اش بسیار باشد. (از معجم متن اللغه ). || شتری که گوش
روشلغتنامه دهخداروش . (ص ) مخفف روشن باشد که از روشنائی است چنانکه گویند «چشم شما روش ». (برهان قاطع). مخفف روشن . چنانکه گویند چش روشی یعنی چشم روشن . (آنندراج ). || (حامص ) ر
روشلغتنامه دهخداروش . [ رَ ] (اِخ ) از قدیسان دین مسیح بشمار میرود. وی در مونتپلیه ٔ فرانسه بدنیا آمد (1295 - 1327م .) و قسمتی از عمر خویش را در ایتالیا وقف درمان طاعون زدگان ک
رویکرد شنیداری ـ شفاهیauditory-oral approach , aural-oral approach 1واژههای مصوب فرهنگستانروشی در توانبخشی شنوایی با تکیه بر نشانههای شنیداری (acoustic cue) و گفتارخوانی و عدم استفاده از ارتباط دستی متـ . روش شنیداری ـ شفاهی aural-oral method
رویکرد شنیداری ـ کلامیauditory-verbal approach, aural-oral approach 2واژههای مصوب فرهنگستانروشی در توانبخشی شنوایی با تکیه بر نشانههای شنیداری (acoustic cue) و عدم استفاده از ارتباط دستی و گفتارخوانی متـ . روش شنیداری ـ کلامی auditory-verbal method